تحلیل افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران

تعریف نرخ ارز چیست؟
قبل از هر تحلیلی میباست در ابتدا تعریفی مشخص از مفهوم مورد بررسی ارایه داد. نرخ ارز در حقیقت نسبت دو واحد شمارش است. یکی از کارکردهای پول این است که پول متری ارایه می دهد که ارزش هر کالا و خدمتی را با معیار خود می سنجد. به عبارت دقیقتر به هر کالا و یا خدمتی بر حسب ارزش ذاتی آن کالا و خدمت عددی تخصیص می دهد. فرضا وقتی می گوییم یک عدد تخم مرغ ۲۵۰۰ ریال می ارزد بدین معناست که بر اساس واحد اندازه گیری ریال ارزش یک تخم مرغ متناظر با ۲۵۰۰ ریال است. نرخ ارز نسبت دو متر یا دو واحد شمارش یا دو پول است. وقتی گفته می شود نرخ دلار آمریکا منظور گوینده این است که نسبت ریال به دلار چه عددی است و بعبارت دقیقتر وقتی گفته می شود نرخ دلار ۳۵۰۰۰ ریال است به این معناست که یک دلار آمریکا معادل ۳۵۰۰۰ ریال ایران است.

نرخ ارز چگونه تعیین می شود؟
روش تعیین نرخ ارز به روش کنترل و نظارت بر بازار پولهای خارجی در یک اقتصاد وابسته است.
– اینکه طرفهای معامله در خرید و فروش پولهای خارجی چه کسانی هستند.
– طرفهای عرضه کننده پول خارجی این منابع را از کجا می آورند و طرفهای متقاضی این پولها را به چه منظوری طلب می کنند.
– بازار خرید فروش ارزهای خارجی یک بازار آزاد و بدون دخالت طرفهای ذی نفع پرقدرت است و یا اینکه در این بازار سهم یک طرف در عرضه یا تقاضا از سایرین بیشتر است و انحصارگر بر بازار تسلط دارد.
– نقش و نحوه مدیریت سیاستگذار پولی در اقتصاد (بانک مرکزی) در این موضوع بسیار تاثیر گذار است.
– نقش انتظارات افراد از وضعیت آتی بازار و معاملات سوداگرایانه در اثر نوسانات بازار را به هیچ عنوان نمی توان نادیده گرفت.
با توجه به توضیحات ارایه شده واضح است که تحلیل نحوه تعیین نرخ ارز در هر بازاری و عوامل موثر بر تغیرات نرخ ارز موضوعی پیچیده است. همچنین در کلی ترین حالت ممکن سیاستگزاران پولی در هر کشوری (بانکهای مرکزی) که منابع اصلی پولهای خارجی را به عنوان یکی از ذخایر پشتیبان ارزش پولهای ملی نزد خود ذخیره دارند چهار روش جهت کنترل نرخ ارز و تعیین ارزش پول ملی می توانند دنبال کنند.
۱- نظام نرخ ارز ثابت (Fixed Exchange Rate System)
۲- نظام نرخ ارز شناور (Floating Exchange Rate System)
۳- نظام نرخ ارز شناور مدیریت شده (Managed Floating Exchange Rate System)

۴- نظام نرخ ارز مدیریت شده (Managed Exchange Rate System)

در مقابل آنچه مطرح شد می توان چنین استدلال کرد که تحلیل عوامل موثر بر تعیین نرخ ارز به سادگی امکان پذیر نیست و علاوه بر داشتن دانش پایه ای از اصول علم اقتصاد به تحقیق و بررسی کمی نیز نیاز دارد.

ساختار بازار نرخ ارز در اقتصاد ایران:

اقتصاد ایران یک اقتصاد تک محصولی است که عمده حیات آن وابسته به فروش سوختهای فسیلی (نفت و گاز) است و در آمدهای حاصل از فروش سوختهای فسیلی بصورت پول خارجی (عمدتا دلار آمریکا) در اختیار بانک مرکزی قرار می گیرد. بنابراین بانک مرکزی ایران عمده ترین عرضه کننده پولهای خارجی در بازار ارز ایران است و از این حیث با داشتن نقشی کاملا انحصاری بازیگر اصلی به حساب می آید.

از طرفی بخش عظیمی از مصرف خانوارها و واحدهای تولیدی و خدماتی ایران شامل کالاهای تولیدی در خارج است که جهت تهیه آنها به پول خارجی نیاز است .  به علت دولتی بودن اقتصاد ایران و حجم کوچک بخش خصوصی از کل اقتصاد، دولت متولی واردات کالاهای مذکور است و بنابراین می توان استدلال کرد متقاضی اصلی پول خارجی در اقتصاد ایران خود دولت است و از این حیث نیز دولت انحصار در خرید ارز دارد.

بنابراین در بازار ارز ایران دولت انحصار در خرید و انحصار در فروش دارد و مادامی که سوختهای فسیلی بدون مشکل و با قیمتی معقول به فروش می رسند و ذخیره ارزی بانک مرکزی زیاد است نبض بازار ارز ایران در دست دولت و بانک مرکزی است.

نظام ارزی حاکم بر بازار ارز ایران در یک دهه اخیر نظام ارزی شناور مدیریت شده یا در اصطلاح نظام ارزی شناور کثیف بوده است. در این نظام ارزی که عمدتا در اقتصادهایی دولتی شبیه به اقتصاد ایران قابلیت اجرا دارد، یک محدوده پیش فرض جهت نوسانات نرخ ارز تعیین می شود و اجازه داده می شود که بازار در این محدوده بصورت شناور اقدام به تعیین نرخ ارز کند. در حقیقیت دولت در محدوده تعیین شده بازار را مدیریت می کند و به محض احساس خارج شدن نرخ بازار از محدوده تعیین شده، در بازاردخالت کرده و نرخ ارز را در محدوده تعیین شده ثابت نگه می دارد. درست به همین علت نواسانات نرخ ارز در یک دهه گذشته در اقتصاد ایران محدود بوده و نرخ برابری دلار در مقابل ریال حول و حوش ۱۰۰۰۰ ریال نوسان داشته است.

لازم به یاداوری است که اقتصاد ایران در دو ساله اخیر تحت یک عمل جراحی اقتصادی قرار گرفته و سیاست حذف یارانه ها در دستور کار دولت قرار گرفته است. نتیجه اعمال این سیاست حرکت به سمت قیمتهای واقعی (قیمتهای بازار که از برابری عرضه و تقاضا در بازار تعیین می شوند) حرکت خواهد کرد. در نتیجه کلیه قیمتها حاکم بر بازار به تدریج واقعی خواهند شد و از جمله نرخ ارز نیز چاره ای جز حرکت به سمت واقعی شدن را نخواهد داشت.

طی یک دهد گذشته با اعمال سیاست ارزی شناور مدیریت شده، نرخ ارز در بازار ایران از مقدار واقعی خود فاصله گرفته که این عارضه از خصوصیات اصلی اعمال سیاست نرخ ارز کثیف است. بنابر این عدد ۱۰۰۰۰ ریال در مقابل یک دلار با توجه به شرایط اقتصاد ایران عددی کاملا غیر واقعی بوده است.

با پیگیری سیاست حذف یارانه ها و حرکت به سوی اقتصاد بازار، واقعی شدن نرخ ارز و پایان دادن به سیاست نرخ ارز شناور کثیف و دنبال کردن سیاستهای ارزی مدیریت شده امری اجتناب ناپذیر است.

تحلیل افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران:

با توجه به جراحی صورت گرفته در اقتصاد ایران و حرکت به سوی واقعی شدن قیمتها انتظار افزایش نرخ ارز و حرکت به سوی واقعی تر شدن برابری ریال با پولهای خارجی انتظاری معقول و قابل پیش بینی بود.

چند عامل که نقش کاتالیزور را در این فرآیند بازی می کنند این افزایش قیمتها را تسریع و تشدید کرده اند که این عوامل بصورت تیتر وار عبارتند از:

۱- تشدید تحریمهای اقتصادی خصوصا در بخش نفت و گاز که منابع ارزی بانک مرکزی را کاهش داده و قدرت نفوذ دولت در بازار ارز را بصورت موقت کم کرده است.

۲- عدم شفافیت دولت در بیان سیاستهای پولی و ارزی و عدم هماهنگی تعمدی بین سیاستهای اعمال شده با گفتار دولتمردان.

۳- افزایش حجم نقدینگی و پول در دست مردم در اثر سیاستهای اعمالی توسط دولتهای نهم و دهم و تشدید این روند با اعمال سیاست پرداخت یارانه های نقدی.

۴- انتظارات تورمی حاکم بر بازار و نوسانات شدید دو ساله اخیر در بازار طلا و سکه.

۵- رکود حاکم بر اقتصاد جهانی و تشدید رکود حاکم بر اقتصاد ملی که نمود عینی آن نرخ حقیقی رشد اقتصاد ایران است که در سه سال اخیر منفی بوده است.

۶- اختلافات درونی در بین مراکز قدرت در ایران و نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری.

مجموعه این عوامل که می توان بصورت مبسوط در خصوص تاثیرات  و نحوه عمل هر کدام بر بازار ارز ایران توضیحاتی ارایه کرد نقش کاتالیزوری قوی را بازی کرده اند.

افزایش نرخ ارز که در اثر جراحی اقتصاد ایران اجتناب ناپذیر بود و می بایستی ظرف دو یا سه سال بصورت  آرام و قدم به قدم به وقوع می پیوست ، در عرض کمتر از دو ماه اتفاق افتاد.

از نظر تحلیلهای اقتصادی افزایش نرخ ارز خوب است یا بد است؟

در مقام تحلیلهای اقتصادی همواره عامل زمان نقش تعیین کننده ای را بازی می کند، بنابراین از نظر اقتصادی اثرات افزایش نرخ ارز را در سه دسته کلی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تحلیل می کنیم.

۱- تاثیرات کوتاه مدت:

با توجه به مجموعه کلیه متغیرهای حاکم بر اقتصاد ایران و  اثرات تخصیصی و توزیعی این تغییرات، در کوتاه مدت افزایش ناگهانی نرخ ارز بیشترین تاثیر را بر طبقه متوسط به پایین خواهد گذاشت به گونه ای که کل مجموعه اقتصاد و خصوصا طبقه متوسط به پایین دچار یک ریاضت اقتصادی شدید خواهند شد که بر کیفیت و کمیت زندگی در کوتاه مدت اثر خواهد گذاشت. گرچه دولت می تواند با مدیریت معقولتر اقتصاد و با اتخاذ سیاستهایی در جهت شفاف سازی بیشتراز تبعات زیان بار کوتاهمدت این اتفاق بکاهد اما برای مثال طبعات منفی این پدیده و از جمله افزایش نرخ تورم در کوتاهمدت موضوعی اجتناب ناپذیرخواهند بود.

۲- تاثیرات میان مدت:

با تغییر ساختارهای مصرف و تولید در میان مدت و تغییر قیمتهای نسبی و واقعی تر شدن قیمتهای حاکم بر بازار، مکانیزم قیمت، رفته رفته مزیتهای نسبی تولید و مصرف جدیدی در بازار ایجاد می کند و به عبارت دیگر آرام آرام بازار خود را با واقعی شدن نرخ ارز تطبیق می دهد. تغییر مزیتهای بازار باعث خواهد شد که طبقه متوسط و خصوصا قشر تحصیل کرده و عوامل کاراتر در بازار قدرت عمل بیشتری داشته و میل و رقبت بیشتری به کار و فعالیت خلاقانه و کارامد از خود بروز دهند. این فرآیند در کنار پیگیری سیاست حذف یارانه ها و واقعی شدن قیمتها اقتصاد را در مسیر حرکت درستی قرار خواهد داد.

۳- تاثیرات بلند مدت:

تاثیرات بلند مدت افزایش نرخ ارز و واقعی شدن برابری ریال با ارزهای خارجی غیر قابل تصور خواهد بود. در بلند مدت با پایدار ماندن این روند روحی تازه بر کالبد بی جان تولید در اقتصاد ایران دمیده خواهد شد. مزیت نسبی صادرات بر واردات بصورت کلی رفته رفته وابستگی اقتصاد ملی بر فروش سوختهای فسیلی را کاهش داده و اقتصاد ایران از حالت یک اقتصاد تک محصولی خارج خواهد کرد. بسیاری از صاحبان سرمایه که سرمایه خود را از طریق سوداگری و رانت های اقتصادی استهسال کرده اند به حاشیه رانده خواهند شد و طبقه سرمایه داران جدیدی که خصوصیات تکنوکراتی داشته، در مقایسه با گروه قبلی کاراترند و طبقه اجتماعی استوارتری دارند جای آنها را خواهند گرفت. درحقیقیت واقعی شدن نرخ ارز همراه با پی گیری سیاست حذف یارانه ها و حرکت به سمت اقتصاد بازار به کوچکتر شدن حجم دولت و جان گرفتن بخش خصوصی خواهد انجامید و به تعبیری مجموعه اقتصاد ایران را واقعی خواهد کرد.

نتیجه گیری:

نگارنده معتقد است که افزایش نرخ ارز گرچه در کوتاهمدت تاثیرات منفی جبران ناپذیری بر طبقه متوسط و ضعیف وارد خواهد کرد، اما با قبول اجتناب ناپذیر بودن این عوارض، امید به بهبود وضعیت اقتصاد ایران در میان مدت و بلند مدت امیدی کاملا محتمل و معقول است.

گرچه با توجه به توضیحاتی که ارایه شد عوامل بسیار زیادی  دربه وقوع پیوستن این اتفاق دخالت دارند، اما اگر بپذیریم که با توجه به جو حاکم بر مجموعه تحلیلها، تحریمهای اقتصادی تحمیلی توسط کشورهای غربی عامل اصلی این اتفاق بوده است! این روند میمون و مبارک از نظر نگارنده می تواند مصداق جمله معروف زیر باشد که:

“عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد”

___________________________________________

نگارنده: محمد علی فنی

استفاده از تحلیل ارایه شده با ذکر ماخذ بلامانع است.

___________________________________________

همچنین خواندن مطالب مفید زیر در خصوص همین موضوع به خوانندگان توصیه می شود.

تاملی اتریشی در نوسانات نرخ ارز

افزایش نرخ ارز به نفع اقتصاد ایران

تحلیل تشکیل بازار آتی نرخ ارز در قتصاد ایران و فواید آن

خطاهای بزرگ نظام تعیین نرخ ارز در ایران

 

Permanent link to this article: http://www.mfanni.ir/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%86%d8%b1%d8%ae-%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس پست الکترونیکی شما منتشر نمی‌شود.